فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره

بهشت من تویی

خاطره زایمان - قسمت دوم

چشمامو که باز کردم دیدم یه ماسک تنفس روی دهنمه و تو یه سالن خیلی بزرگ هستم. کنارم هم یه خانم روی تخت خوابیده بود و یه چند تا پرستار با لباسای سبزو سرمه ای هی میامدن و میرفتن. با تلاش تونستم ماسک رو از جلوی دهنم بردارم. زیر دلم درد و سوزش شدیدی داشت. به سختی و نفس نفس صدا زدم خانم پرستار ... خانم پرستار... کسی اینجا هست... فاطمه من کجا هست... هوش کافی نداشتم ولی میدونستم سزارین شدم... یه خانم پرستار اومد ماسک رو گذاشت رو دهنم برش داشتم و پرسیدم فاطمه من کجاست. مهدی کجاست؟ بگید زود بیان... خانمه گفت دخترتو بردن پایین اینجا غدغنه کسی بیاد. گفتم خوب منو ببرید پایین گفتش باید کمی صبور باشی. بازم فاطمه رو صدا میزدم. ولی کسی جوا...
22 تير 1391

لالایی دخمل عزیزم

مامانی چه آروم و قشنگ لالاییی کردی. هزار ماشاالله دخمل گلم. وقتی شیرتو میخوری و گرسنه نیستی همینجوری آروم لالا می کنی. امروز 15 روزت شده و الهی شکر که فاطمه کوچولو خوبه خوبه.  ما تا امروز خونه مادر بزرگ هستیم. من تا کاملا بتونم شمارو ترو خشک کنم اینجا میمونیم عزیزم. الهی که زودتر همه چیو یاد بگیرم. گهگاه موقع شیر خوردنت شیر می پره سر گلوت و من میترسم  خدارو شکر مادر بزرگ هست تا کمکمون کنه. الهی شکر. عاشق اون خنده های قشنگت و خواب خرگوشیت بعد از شیر خوردن هستم. قربون دخمل گل و فهمیده و نازنینم برم من. یه دنیا یه عالم دوستت دارم..... ...
22 تير 1391

خاطره تولد فاطمه عزیزم

دوستای گلم سلام، خدارو  هزاران مرتبه شکرو سپاس بخاطر داشتن نعمت فرزند سالم و صالح. الان نزدیک صبحه و اذان گفته و فاطمه عزیزمو شیر دادم و نشستم تا خاطره زایمان دخملیمو بنویسم. از خدا میخوام دامن همه منتظرا بحق علی سبز بشه و همه منتظرای نی نی طعم شیرین مادر شدن رو بچشن. الهی آمین من و بابا مهدی قرار شد طبق نامه دکترمون روز چهار شنبه 7 تیر برای تشکیل پرونده و ازمایش به  بیمارستان دنا بریم و کمی از کارامونو مربوط به بیمه تکمیلی روز دوشنبه همون هفته انجام داده بودیم. صبح حدودای ساعت 10 بابا مهدی اومد خونه و با هم رفتیم بیمارستان و کارای مربوط و آزمایشات رو انجام داددیم و قرار شد شب ساعت 10 به بخش زایمان بیمارستا...
19 تير 1391

8 تیر میای بغلم انشاالله

سلام دخمل گلم. فاطمه عزیزم. خدارو شکر میکنم و ازش میخوام همیشه مواظب و نگهبان دخمل گلم باشه.  شمارش معکوس شروع شده و شما 4 روز دیگه روز 5 شنبه میای تو بغل مامانی. از خدای مهربونمون میخوام مثل همیشه به ما لطف کنه و در پناه خودش خوب و خوش و سلامت باشیم همینطور مامانای دیگه و نی نی های گلشون. دلم برات یه ذره شده و تا روی ماهتو نبینم آروم نمیگیرم. خدای مهربونم کمکمون کن . از خدا میخوام همه منتظرای نی نی دلشون شاد بشه و دامنشون سبز بشه. مامان ساکتو با کمک مامان بزرگ آماده کردیم راستی توی ساکت یه قران کوچولو هم گذاشتیم. تولد فاطمه عزیزم خیلی مبارک. الهی که همیشه در پناه خدا سرت سلامت باشه. ...
4 تير 1391

میوه بهشتی من نه ماهگیت مبارک

سلام دخمل گلم. نه ماهگیت مبارک عزیزم. چیز دیگه ای نمونده بیایی تو بغل مامان ببین خاله ها چقدر دوستت دارن که برات تو وبلاگت نظر گذاشتن.الهی فدای دخمل نازم بشم. راستی نازنین جونم ، فاطمه کوچولو میگه مرسی خاله نازنین، منم دلم برات تنگ شده. یه عالمه بوس برای خاله نازنین از راه دور میفرستیم. زود زود بیا پیشمون . الهی مامان قربون دخمل فهمیده و نازم برم .  خاله میترایی هم نی نی نازش کیان کوچولو بدنیا اومده. خدارو شکر که هردو حالشون خوبه.قدم کیان عزیزمون مبارک. مامانی یه کم ورم آورده و دکتر گفته باید مواظب خودم بیشتر باشم و نمک نخورم عزیزم. دوستت دارم دخملم. بخدای مهربون میسپارمت. بوس بوس ...
22 خرداد 1391

دخمل گلم 35 هفتگیت مبارک

      سلام عزیز دل مامان  دیگه چیزی نمونده که روی ماهتو ببینم ... فکر کنم 28 روز دیگه. خدارو شکر میکنم که خدای مهربونمون یه فرشته کوچولوی زیبا و سالم به ما هدیه کرده. هر روز که از خواب بیدار میشم اولین کاری که میکنم اینه که با تو گلم حرف بزنم و به وسایل و عروسکات نگاه بندازم و قربون صدقه دخملم برم عزیزم.... اینروزا مامانی یه کم روحیه اش هم حساس شده . دختر گلم فاطمه نازنینم دستای کوچیکتو بالا بگیر و از خدا بخواه این روزای آخر همه چیز بخوبی و خوشی برای مامانی و همه مامانای مهربون بگذره و تموم بشه. یه عالمه دوست دارم مامانی و سلامتیتو از خدای بزرگمون میخوام.. راستی مامانی شنبه ای که ...
16 خرداد 1391

هشت ماهگیت مبارک عزیز دل مامان

دختر گلم سلام عزیز دلم سلام مامانی خیلی وقته نیومده تا از خاطرات اینروزها با دخملم چیزی بنویسه. دلم برای اینجا خیلی تنگ شده عزیزم.راستی مامان بزرگ و بابا بزرگ برای فاطمه نازنینم سیسمونی گرفتن. البته من خودم خیلی تاکید کردم که چیزای اضافی و زیادی اسرافه و فقط چیزایی که لازمه بخرین. مامانی تو این مدت دوبار دکتر رفته و صدای قلب دخملشو شنیده . خدارو شکر میکنم همه چیزات خوب خوب بود. میخوام برم برات عروسک بخرم. عروسکای خوشکل عزیزم. از خدای مهربونمون درخواست دارم که وجود نازنین شما و همه نی نی های تو دل خاله ها سالم وسلامت بیان به دنیا. الهی آمین  مامانی تا اومدنت توی بغلم خیلی زیاد نمونده. دکتر زایمان ...
1 خرداد 1391

مامانی دوستت دارم...

دخملی عزیزم سلام   سلام به روی ماهت گلم می بینی دلم تنگ شده و اومدم برات چیزای قشنگ بنویسم و شکلای قشنگ بزارم. 28 هفتگیت مبارک گلم خوبی گل قشنگم؟ دلم برای اومدنت توی بغلم تنگ میشه مامانی و دخمل نباتم هر روز برنامه کودک می بینیم گلم شعرای قشنگ گوش می گیریم عزیزم شما هم دلت تنگ شده برای مامان بابا؟ الهی فدای دختر گلم برم    فدای دستای کوچولو و چشای قشنگت برم من از خدای مهربونمون همیشه همیشه میخوام سالم و سلامت باشی و با قدمهای قشنگت زندگیمونو شیرین و شیرین تر کنی خدارو شکر عزیزم همیشه تکون بخور و با تکونات دل...
29 فروردين 1391

به نام خدا....

سلام عشق مامان دختر گلم خوبی؟ این اولین مطلبی هست که تو سال جدید دارم برات مینویسم اول اینکه از خدا میخوام سالم و سلامت باشی و همیشه لبات پر از خنده باشه و انشالله صحیح و سلامت برسی توی بغلم عزیزم اینم عکس سفره هفت سین عیدمونه دختر گلم سال دیگه انشاالله من و شما و بابایی عیدو جشن میگیریم از خدا میخوام این سال جدید برای همگی مون پر از سلامتی و شادی و موفقیت باشه انشاالله. به سلامتی اومدی تو هفته 27 و داری روز بروز بزرگتر و قوی تر میشی هفته قبل شنبه دکتر بودم خوشبختانه وضعیتت خوب خوب بود و فقط دکتر برام آزمایش قند نوشت که هنوز فرصت نکردم برم و انجامش بدم عزیزم . این هفته حتما میرم گل قشنگم. بابا...
26 فروردين 1391